الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )
49
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )
ابن ابى الحديد همين مطلب را از نصر نقل مىكند كه حاصل آن چنين است : هنگامى كه معاويه در جنگ صفين ، بر چاههاى آب سيطره يافت ، عمر بن عاص به او گفت بگذار به آب دسترسى داشته باشند . على با داشتن لگام اسبها ، در حالى كه تو سيرابى ، تشنه نخواهد ماند . مىدانى كه او مرد شجاع و دليرى است . من مكرّر شنيدهام كه مىگفت : « اى كاش چهل تن در اختيار داشتم . » و مرادش در لحظهء تعيين خلافت است . ( 1 ) با توجّه به آنچه در باب احوال قريش و انصار بيان نموديم ، نادرستى سخن فضل كه مىگفت : « فاطمه با آن مقام و الا ، همسر او بود . . . » روشن مىگردد . جاى تعجّب است كه او چگونه اميد دارد كه وجود زهرا ( ع ) و حسنين در ايجاد توانايى و امكان در دست گرفتن زعامت كلَّى و امامت همه جانبه ، مؤثر باشد ؟ در حالى كه حضرت فاطمه ( ع ) با آن مقام بلند و دلايل محكم و سخنرانيهاى شيوا و يارى خواهى از مدعيان اسلام ، نتوانست ثروت اندكى مانند فدك را پس بگيرد . بر فرض كه فدك هم از آن ايشان بود ، سزاوار بود كه وقتى حضرت فاطمه ( ع ) آن را از ايشان طلب مىكند بلافاصله ، به خاطر پيامبر هم كه شده درخواست او را بپذيرند . خصوصا با توجّه به اينكه چيزى از وفات پيامبر خدا ( ص ) نمىگذشت . در چنين وضعى چگونه مىتوان حضرت فاطمه ( ع ) را عامل قدرت امير المؤمنين در پس گرفتن زعامت كلَّى دانست ؟ همراهى عباس و زبير با او نيز در برابر اكثريت قريش مشكلى را نمىگشود ، چرا كه وقتى زبير خواست تا با ايشان درافتد ، بر سرش ريختند و شمشيرش را شكستند . توافق ابو سفيان با وى نيز سودى به دنبال نداشت ، خصوصا با توجّه به اينكه ابو سفيان منافق بود و هدفى جز ايجاد فتنه و آشوب نداشت . طبرى ( 2 ) و ابن اثير ( 3 ) آوردهاند كه : امير المؤمنين على ( ع ) بر سر ابو سفيان فرياد كشيد و فرمود : به خدا سوگند تو فقط
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 327 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 203 . ( 3 ) . كامل ، ج 2 ، ص 157 .